پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

دوبیتی‌ها به گویش رویدر

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی محمود محمودی (ناطق) 📍 رویدری (خمیر)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

لِـه بـونگ خانـَمو داهی کمـوتـر

روی بامِ خانه‌مان کبوتری خواند

گـمونـم نـامـه إیـوارده زدلـبـر

گمانم نامه‌ای از دلبر آورده

رسـی پیـغـام یـار مـهربانُـم

پیغامِ یارِ مهربانم رسید

بِـشَـخ ناطق که وخت غصه چو سر

بخند، ناطق، که وقتِ غصه سر آمد

تو اَگُش شعر و دلُم شاد اَکُنش

تو شعر می‌گویی و دلم را شاد می‌کنی

غم و غصه همه بر باد اَکُنش

غم و غصه را همه بر باد می‌دهی

شو و روز وا شعر ناب رویدریت

شب و روز با شعرِ نابِ رویدری

دلم از رنج و غم آزاد اکُنش

دلم را از رنج و غم آزاد می‌کنی

دلم از دست هرچه چوکلک چوت

دلم از دستِ هر چه بچه‌سال است رفت

هم از جنس سفید و هم بلک چوت

هم از جنسِ سفید و هم سیاه رفت

عزیزم صورتش گلگندمی دِن

عزیزم صورتش گندم‌گون است

دلُم ششکس که آهم بر فلک چوت

دلم شکست، که آهم به فلک رفت

شاعر
محمود محمودی (ناطق)
گویش
رویدری (خمیر)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد محمود محمودی (ناطق) است.

یادداشت‌ها

سه دوبیتی؛ برگرفته از ababile.blogfa.com؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.