پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

دوبیتی (شروه) محیا: «منم محیا زنم حق‌دوست حق‌دوست»

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی سید محی‌الدین «محیا» بستکی 📍 بستک

این اثر هنوز ترجمه‌ی انسانی ندارد؛ ستون فارسی، ترجمه‌ی ماشینی واژه‌به‌واژه از واژه‌نامه است. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

منم محیا زنم حق‌دوست حق‌دوست

منم محیا زنم حق‌دوست حق‌دوست

سخن از مغز می‌گویم نه از پوست

سخن از مغز می‌گویم نه از پوست

شاعر
سید محی‌الدین «محیا» بستکی
گویش
بستک

با مجوز آزاد منبع بازنشر شده است. حقوق اثر نزد سید محی‌الدین «محیا» بستکی است.

یادداشت‌ها

شاعر حدود سه قرن پیش درگذشته → مالکیت عمومی؛ نقل از ویکی‌پدیای فارسی (مقاله‌ی صوفیان بستک، به نقل از احمد حبیبی «محیا شاعری از جنوب»، نوید ۱۳۷۷ و حاج علی‌اکبر بستکی «ابیات محلی جهانگیریه»، شبنم ۱۳۶۲). مصراع‌بندی از روی ویکی‌پدیا (نیم‌بیت‌ها با فاصله‌ی دوتایی جدا شده‌اند؛ اگر جای شکست درست نیست بازبینی شود). زبان: فارسی با رنگ گویش لارستانی/بستکی (شروه)؛ بی‌ترجمه. | نام شاعر در منبع/فایل اولیه: «سید محی‌الدین «محیا» بستکی (حدود ۱۰۰۵–۱۱۰۰ ق)»؛ یکدست شد.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.