روزگارُم هُد
سرودهی سید کامل کاملی (سرهنگ کاملی، ۱۲۸۱–۱۳۵۲) 📍 بلوکی بندر لنگه
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
روزگاري كه روزگارُم هُد
روزگاری که روزگارِ من بود
سالها خُم رئيس اُدُم بندر
سالها خودم رئیسِ بندر بودم
هفت اقليم اختيارم هُد
هفت اقلیم در اختیارم بود
پاسبان پياده سيصدتا
سیصد پاسبانِ پیاده
خُم هُدُم يك رئيس صد در صد
خودم رئیسی صددرصد بودم
كارمندان بيشمارُم هُد
کارمندانِ بیشماری داشتم
فكر و هوشُم هميشه آزادُد
فکر و هوشم همیشه آزاد بود
مو توكل به كردگارُم هُد
توکلم به کردگار بود
با همه خلق از غريب و خودي
با همهٔ خلق، از غریبه و خودی
همه مخلص هُُدت و لي ظاهر
همه مخلص بودند، ولی ظاهری
تا زماني كه كار و بارُم هُد
تا زمانی که کار و باری داشتم
بعد سي سال خدمت دولت
بعد از سی سال خدمتِ دولت
تا بُدم بركنار و باز نشست
تا برکنار و بازنشسته شدم
هيچ مهر و وفا به جا شُـنَـوُو
هیچ مهر و وفایی به جا نیاوردند
وقتي از اين جهان چدُم دو سه تا
وقتی از این جهان بروم، دو سه تا
دفتر شعر يادگارُم هُد
دفترِ شعر یادگارم خواهد بود
باز كامل دلُش خَشه كه هنوز
باز کامل دلش خوش است که هنوز
زن و فرزند در كنارُم هُد
زن و فرزند در کنارش هستند
- شاعر
- سید کامل کاملی (سرهنگ کاملی، ۱۲۸۱–۱۳۵۲)
- منبع
- گپ و لپ ↗
- گویش
- بلوکی بندر لنگه
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد سید کامل کاملی (سرهنگ کاملی، ۱۲۸۱–۱۳۵۲) است.
یادداشتها
با تشکر از وبلاگ اچمستان؛ کتاب «مجموعه اشعار محلی کامل» (گردآورنده عصمت کاملی، بندرعباس ۱۳۸۷)؛
نخستین نفری باشید که مینویسد