پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری سطح: متوسط

شب‌های تنهایی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی لیلا صادقی 📍 کیش ۱۳۹۵

شعری دل‌سوز درباره تنهایی و انتظار در شب‌های بندر.

این اثر هنوز ترجمه‌ی انسانی ندارد؛ ستون فارسی، ترجمه‌ی ماشینی واژه‌به‌واژه از واژه‌نامه است. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

شب‌های بندر آرام نیست

شب‌های بندر آرام نیست

فانوس‌های قدیمی پایا نیست

فانوس‌های قدیمی پایا نیست

موج‌ها زمزمه می‌کنند در شب

بلند بودن موج بیش از پنج پا زمزمه می‌کنند در شب

و من به تنهایی گوش می‌دهم به سخن شب

و من به تنهایی گوش می‌دهم به سخن شب

یادِ کسی را می‌کنم که رفت

یادِ کسی را می‌کنم که رفت

تصویرش در آینه دریا انعکاس می‌یابد

تصویرش در آینه دریا انعکاس می‌یابد

شاید هنوز بین موج‌ها هست

شاید هنوز بین بلند بودن موج بیش از پنج پا هست

شاید هنوز از درِ شب می‌آید

شاید هنوز از درِ شب می‌آید

دل من مثل ساحل خالی است

دل من مثل ساحل خالی است

انتظار یک کشتی را می‌کشد

انتظار یک کشتی را می‌کشد

اما هیچ کشتی برنمی‌گردد

اما هیچ کشتی برنمی‌گردد

و انتظار من تنها می‌ماند

و انتظار من تنها می‌ماند

شب پوشیده است بر بندر

شب پوشیده است بر بندر

و من تنها در میان تاریکی

و من تنها در میان تاریکی

فقط صدای موج‌ها

فقط صدای بلند بودن موج بیش از پنج پا

یاری‌ام برای این تنهایی

یاری‌ام برای این تنهایی

شاعر
لیلا صادقی
گویش
کیش

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.