پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

شروهٔ محیا: «دلم ریش است و داروی دلی نیست»

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی سید محی‌الدین «محیا» بستکی 📍 بستک

این اثر هنوز ترجمه‌ی انسانی ندارد؛ ستون فارسی، ترجمه‌ی ماشینی واژه‌به‌واژه از واژه‌نامه است. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

دلم ریش است وداروی دلی نیست

دلم ریش است وداروی دلی نیست

رفیق غمگسار عاقلی نیست

رفیق غمگسار عاقلی نیست

به گرداب غم افتاده است محیا

به گرداب غم افتاده است محیا

چه سازم که نشان ساحلی نیست

چه سازم که نشان ساحلی نیست

شاعر
سید محی‌الدین «محیا» بستکی
گویش
بستک

با مجوز آزاد منبع بازنشر شده است. حقوق اثر نزد سید محی‌الدین «محیا» بستکی است.

یادداشت‌ها

محیا بستکی (شاعر قرن ۱۱ق؛ این مقاله تولد او را ۱۰۲۰ق می‌نویسد؛ مقالهٔ شافعی‌پور در فروغ وحدت ۱۳۹۵ زیست او را ۱۰۰۵-۱۰۹۸ق و درگذشت در کال بستک می‌داند) → مالکیت عمومی. دوبیتی (شروه) فارسی؛ بی‌ترجمه. PDF اسکن‌شدهٔ کم‌کیفیت است؛ متن از تصویر بزرگ‌نمایی‌شده خوانده شد. [ص 36 مجله] | نام شاعر در منبع/فایل اولیه: «محیا بستکی»؛ یکدست شد.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.