پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

لیوا

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی صالح سنگبر 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بزن لیوا که بندر زار اِیگفتن

بزن لیوا، که بندر را «زار» گرفته

کَلی که پِل مُکرده بار ایگفتن

نهالی که شکوفه‌اش را می‌دیدم، بار گرفته

اَبس سامری ِ رند و مکار

از بس سامریِ رند و مکار

مُخِ چُوکُ تَمُمی کار اِیگفتن

مغزِ همهٔ بچه‌ها را به کار گرفته

غروبِ شهر بندر غصته دارن

غروبِ شهرِ بندر غصه‌دار است

درخت خُشکِن و بی بَرگ و بارِن

درخت خشک است و بی‌برگ و بار است

بِری بابایِ زاری یُو بیارین

بروید «بابای زار»ها را بیاورید

شُگُفتن دردِ بندر دردِ زارن

گفته‌اند دردِ بندر دردِ زار است

بزن لیوا که بندر ناله ایشه

بزن لیوا، که بندر ناله دارد

که زارِش ناله ی صد ساله اِیشه

که زارش نالهٔ صدساله دارد

نَگُفتن شَهر بندر اُمخریدن

یکی دارد می‌گوید: شهرِ بندر را خریده‌ام

سند سازِن ، کَواله ایشه

سند جعل کرده و قباله دارد

خدا بالای سَر و دریا کِنارن

خدا بالای سر است و دریا کنار

امید مِه به تو دادا بِرارن

امیدِ من به توست، خواهرم، برادرم

مَرَ پَّرَ مَنین بی تو مَیُنتا

من بی تو در میانتان پروبالی ندارم

بُدو کاری بکن که وخت کارن

بیا کاری بکن که وقتِ کار است

شاعر
صالح سنگبر
منبع
مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.