پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

مه بی چه وا تو بد امکه

سروده‌ی ابراهیم منصفی (رامی) 📍 میناب

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

مه بِی چه وا تو بَد اُمکِه

من چرا با تو بد کردم؟

تو بِی چه وا مِه بَد اِتکِه

تو چرا با من بد کردی؟

مه یَکدم غرق تو بودُم

من یک‌دم غرقِ تو بودم

تو بِی چه عشقُم رَد اِتکِه

تو چرا عشقم را رد کردی؟

مه از تو اِلهام اَگِفتَم تو از مه پَرهیز اَکِردِی

من از تو الهام می‌گرفتم، تو از من پرهیز می‌کردی

تیغِ مُتِ نامِهرَبُنیت بی قلب مه تیز اَکِردِی .

تیغِ نامهربانی‌ات را برای قلبِ من تیز می‌کردی.

تو شُوُنِ تنهایی مه یَه دُنیا مَهتاب اَستَری تو

تو در شب‌های تنهایی‌ام یک دنیا مهتاب بودی

تو غُوغای سَردِ سکوتُم یَه شِعر ناب اَستَری تو .

تو در غوغای سردِ سکوتم یک شعرِ ناب بودی.

مه بِی تو تَقدیس اَکِردَم

من تو را تقدیس می‌کردم

تو بِی مه نِفرین اَکِردِی

تو مرا نفرین می‌کردی

هَر چه بِشتِه تلخ اَبودِی کامِ مه شیرین اَکِردِی .

هر چه بیشتر تلخ می‌شدی، کامِ مرا شیرین می‌کردی.

مه از یاد مِهر تو لبریز

من از یادِ مهرِ تو لبریز

تو از دست عِشق مه خستَه

تو از دستِ عشقِ من خسته

مه وا تو اِی بهترین یار هنو یَه دُنیا کار اُمَستَه

من با تو، ای بهترین یار، هنوز یک دنیا کار داشتم

توُ بِی مه اَز یاد اَبُردِی

تو مرا از یاد می‌بردی

مه بِی تو تِکرار اَکِردَم

من تو را تکرار می‌کردم

تو از مه هِی دور اَبودِی مه فِکر دیدار اَکِردَم

تو هی از من دور می‌شدی، من فکرِ دیدار می‌کردم

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
میناب
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

در پستی دربارهٔ زندگی و وصیت‌نامهٔ منصفی آمده. ترجمه ندارد؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.