مَشی سکینه
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
فولکلور هرمزگان 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
متن بندری
مَشی
سکینه هَر رُو بَ سر بَپ غُلُم (شوئی) سُک سُک شَکه که بی چه بی مه نابری
صحرا ، کنیزو وا مشی عبدل سین َلی مشهد رهتن ، بلکیسَک وا علی کهور رَهتن
شیراز و ای همساده جدیدم ُن فاتَکو و غُلم بریم هم یزدن !!! بَپ غُلم اِیگُ
پولُم نین هر چه پُولُم هسته خرج عمل
دُماخ تُو اُمکه دُماخ ت ماشالله کبلن مث کَنددُون هسته الان بودی مث
سرکلیون !!! باکی پولونُم هم خرج دَندونُ ونُم بودن که هفته یَ دوفه تُوش
شُون اَدی داخه دیریا
مشی سکینه اِیگُ داخه گَلاس هُوی اِتنُشته و مه
نَم دُونست هُو اُمخا اُمدی ته ش دَندون تو هسته گِرنگی بودُم تُوشُم دا
داخه دیریا !!!
خلاصه بَپ غُلُم راضی بُو بعد چاشت بی مَشی سکینه بُبَت
لُو تیو اجا که رسیدن بَپ غُلم نگا ایکه مشی سکینه وا کلیون و کتری چائی
چی و زغال هندن ، اِیگُ ای همه وسایل بی یَ ساعت نشتن خُومُ ن بی چه
مشی سکینه ایگُ کلیون مه همه همساده ُون اشناسن وا کتری عکس
شون نشون همه اَدم و اَگَم مه و بَپ غُلُم لُو تیو تهران وا کلیون رهتیم
کشیدن !!!!!!!
ترجمهی فارسی پیشنهادی
مشی سکینه هر روز سرِ بپ غلم (شوهرش) نق میزد که چرا مرا گردش نمیبری؟ کنیزو با مشی عبدلسینلی رفته مشهد، بلقیسک با علی کهور رفته شیراز، و این همسایههای جدیدم، فاتکو و غلمبریم، هم یزدند!!! بپ غلم گفت: پول ندارم؛ هر چه پول داشتم خرجِ عملِ دماغت کردم. دماغت ماشاءالله قبلاً مثل قندان بود، حالا شده مثل سرِ قلیان!!! باقی پولهایم هم خرج دندانهایت شد که هفتهای یک دفعه پرتشان میکنی توی دریا.
مشی سکینه گفت: (دندانهایت را) توی لیوانِ آب گذاشته بودی و من نمیدانستم؛ آب را خوردم، دیدم تهاش دندانهای توست، عصبانی شدم و پرتشان کردم توی دریا!!! خلاصه بپ غلم راضی شد که بعد از ناهار مشی سکینه را ببرد لب ساحل. آنجا که رسیدند، بپ غلم نگاه کرد و دید مشی سکینه با قلیان و کتری و چایی و زغال آمده؛ گفت: این همه وسایل را برای یک ساعت نشستنِ خودمان چرا آوردهای؟ مشی سکینه گفت: قلیانِ مرا همهٔ همسایهها میشناسند؛ با کتری عکس میگیرم، به همه نشانشان میدهم و میگویم من و بپ غلم رفتیم لب ساحلِ تهران قلیان کشیدیم!!!!!!!
- پدیدآورنده
- فولکلور هرمزگان
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
این اثر از ادبیات شفاهی و سینهبهسینهی مردم هرمزگان است. حقوق اثر نزد راویان و مردم هرمزگان است.
یادداشتها
طنز: مشی سکینه و سفر لو تیو؛ نویسنده ذکر نشده.
نخستین نفری باشید که مینویسد