ناخدا ظالم
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
دل به رنج غم گرفتارن مثل شخصی که عیال وارن
دل گرفتارِ رنجِ غم است، مثلِ آدمی که عیالوار است
که از بی پولی کم بختی چه دوره سخت دشوارن
که از بیپولی و کمبختی، چه دورهٔ سخت و دشواری است
دل به رنج غم گرفتارن مثل شخصی که عیال وارن
دل گرفتارِ رنجِ غم است، مثلِ آدمی که عیالوار است
که از بی پولی کم بختی چه دوره سخت دشوارن
که از بیپولی و کمبختی، چه دورهٔ سخت و دشواری است
بگینی نا خدا ظالم فراش خو ایوادرن پا قایق
ببین، ناخدای ظالم بسترش را پای قایق انداخته
به خو بی رحم نجات ایدا به منه ایکردن رو گشر لایر
بیرحمانه خودش را نجات داد و مرا روی صخرههای پرصدف انداخته
بگینی نا خدا ظالم فراش خو ایوادرن پا قای
ببین، ناخدای ظالم بسترش را پای قایق انداخته
به خو بی رحم نجات ایدا به منه ایکردن رو گشر لایر
بیرحمانه خودش را نجات داد و مرا روی صخرههای پرصدف انداخته
بگینی نا خدا ظالم فراش خو ایوادرن پا قایق
ببین، ناخدای ظالم بسترش را پای قایق انداخته
به خو بی رحم نجات ایدا به منه ایکردن رو گشر لایر
بیرحمانه خودش را نجات داد و مرا روی صخرههای پرصدف انداخته
دل به عشق یار وودن پابند هوا طوفان جهاز کهنه
دل پابندِ عشقِ یار شده؛ هوا طوفانی است و جهاز کهنه
ناخدا ظالم وا بی رحمن که بار از رو سینه ام ناکن
ناخدا ظالم است و بیرحم، که بار را از روی سینهام برنمیدارد
دل به عشق یار وودن پابند هوا طوفان جهاز کهنه
دل پابندِ عشقِ یار شده؛ هوا طوفانی است و جهاز کهنه
ناخدا ظالم وا بی رحمن که بار از رو سینه ام ناکن
ناخدا ظالم است و بیرحم، که بار را از روی سینهام برنمیدارد
دل به رنج غم گرفتارن مثل شخصی که عیال وارن
دل گرفتارِ رنجِ غم است، مثلِ آدمی که عیالوار است
که از بی پولی کم بختی چه دوره سخت دشوارن
که از بیپولی و کمبختی، چه دورهٔ سخت و دشواری است
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: محمد عیسی قادری؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد