پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

ناخدا

ناخدا (۱)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی خالو مجید 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

صدای لَنجت نَهوندِن ای ناخدا

صدای لنجت دارد می‌آید، ای ناخدا

به سلامت هوندی و شکر خدا

به سلامت آمدی، شکرِ خدا

خبر از لنجون هَمسِنگار اِتَه؟

از لنج‌های همراهت خبر داری؟

که وا هم رفتی اَ بندِر یادِت هَه؟

که با هم از بندر رفتید، یادت هست؟

لَنج ناخدا با صالحِ کُنگ٭

لنجِ ناخدا با صالحِ کنگ٭

کِه شَبَستَه سَرِ خُو دِستار و لنگ

که دستار و لنگ بر سرش می‌بست

بارِ تَختَه شَزَه تویِ خَنِ لنج

بارِ تخته در انبارِ لنج می‌زد

کارِ دیریا شَکِه وا ایهمه رنج

کارِ دریا می‌کرد با این همه رنج

ناخدا حاجی احمد قشمی چطو

ناخدا حاجی احمد قشمی چطور؟

که لنج جون ایشَستَه و خیلی تِلو

که لنجی قشنگ و خیلی بزرگ داشت

شَزده پالِتُ و نَگلَه یِ زیاد

«پالت» و «نگله»ی زیادی بار می‌زد

جا شَدادَه نَه خَنِش هَر چی بیاد

هرچه می‌آمد در انبارش جا می‌داد

شاعر
خالو مجید
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد خالو مجید است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.