همو که ازجان دل
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
همون که جان دل وا مه شگفت چه زود ایکه فراموش اون گپن خو
همان که به من میگفت «جانِ دل»، چه زود آن حرفهایش را فراموش کرد
جدا وو ره بمی ایکه دل شکسته نگام ایکه حرام به پشت سر خو
جدا شد و رفت، دلم را شکست؛ حتی پشتِ سرش را هم نگاهم نکرد
گناه جرم تقصیرم چه هسته که آتش کفتنم از رفتن تو
گناه و جرم و تقصیرم چه بود که از رفتنِ تو آتش به جانم افتاده؟
همون که جان دل وا مه شگفت چه زود ایکه فراموش اون گپن خو
همان که به من میگفت «جانِ دل»، چه زود آن حرفهایش را فراموش کرد
اتت یادم که چه روزنی مهسته به عمرت هسترم هر چی تخواسته
یادت هست چه روزهایی داشتیم؟ فدای عمرت بودم، هر چه میخواستی
دو دستونت نه دستونم هسته مه بوسید از سرت تا پینگ باتو
دو دستت در دستانم بود؛ از سر تا پایت را بوسیدم
همون که جان دل وا مه شگفت چه زود ایکه فراموش اون گپن خو
همان که به من میگفت «جانِ دل»، چه زود آن حرفهایش را فراموش کرد
عزیزمی طمع از تو امنهسته بنینم تا ابد مه در عزاتو
عزیزِ منی؛ طمعی از تو نداشتم؛ تا ابد در عزای تو مینشینم
به یک بار بیچه بد بودی جدا تو
چرا یکباره بد شدی و جدا شدی؟
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: محمد منصور وزیری؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛ زبان آمیختهی فارسی محاوره و بندری؛
نخستین نفری باشید که مینویسد