پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

کَتل و کندر

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی حسین یوسف‌زاده 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

قراره کوله وا کندر بزنیم

قرار است کوله‌بارمان را به «کندر» بزنیم

دلخو وا دیریای بندر بزنیم

دلمان را به دریای بندر بزنیم

قراره شاد بشیم و گل بگیم

قرار است شاد شویم و از گل بگوییم

ترانه وا صوت بلبل بگیم

ترانه با آوازِ بلبل بخوانیم

سر سفره مهوه سوراغ موبشت

سرِ سفره مهیاوه و «سوراغ» داشته باشیم

نون رخته وا چای داغ موبشت

نانِ «رخته» با چای داغ داشته باشیم

غایه پسین رو تک ، سر سرا

عصرها روی تک (حصیر)، سرِ سرا

بساط کلیون همساده به راه

بساطِ قلیانِ همسایه به راه

لو دیریا گازی هفسنگ بکنیم

کنارِ دریا هفت‌سنگ بازی کنیم

الکی وا هم دگه جنگ بکنیم

الکی با هم دیگر جنگ کنیم

ولی افسوس که گذشتن اون قرار

ولی افسوس که آن قرار گذشته است

به همه شکشت و یا شدا فرار

همه‌اش شکست یا گریخت

دگه هیچکه کتل و کندر اینین

دیگر هیچ‌کس «کتل و کندر» ندارد

دل خاشی از اوضاع بندر اینین

[هیچ‌کس] از اوضاعِ بندر دلِ خوشی ندارد

شاعر
حسین یوسف‌زاده
منبع
مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد حسین یوسف‌زاده است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.