زبن بندری
سرودهی صالح سنگبر (احتمالی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
یَه شاخه از همن فارسی زبُنن
شاخهای از همان زبانِ فارسی است
چه حاجت به بَیُن انچه عیُنن
چه حاجت به بیانِ آنچه عیان است
چکَک شروند بندر شیون اِیشه
شروهٔ بندر چقدر شیون دارد
گل اندمی که گل پیراهن اِیشه
گلِ «اندمی» که پیراهنِ گلدار دارد
درخت ریشه دارن بندر ما
درختی ریشهدار است بندرِ ما
خراب روزگارن بندر ما
خرابِ روزگار است بندرِ ما
ادامه ی انتظارن بندر ما
ادامهٔ انتظار است بندرِ ما
دلُم بی شهر بندر تنگ اَبودن
دلم برای شهرِ بندر تنگ میشود
صفای بندری نیرنگ اَبودن
صفای بندری نیرنگ میشود
زبُن بندری اَدست اَرفتن
زبانِ بندری از دست میرود
اَ بس که سامری رند ومکار
از بس که سامریِ رند و مکار
غروب شهر بندر غصه دارن
غروبِ شهرِ بندر غصهدار است
درخت خُشکن و بی برگ وبارن
درخت خشک است و بیبرگ و بار است
خدا بالای سر ودیریا کنارن
خدا بالای سر و دریا کنار است
بدو کاری بکن که وخت کارن
بیا کاری بکن که وقتِ کار است
- شاعر
- صالح سنگبر (احتمالی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر (احتمالی) است.
یادداشتها
نام سراینده در پست نیامده؛ بندهایی از «شروند بندر» و «لیوا»ی صالح سنگبر (post-260، post-239) و «زبون بندری ریشه جونن» (post-568، به نام سنگبر) در آن است؛
نخستین نفری باشید که مینویسد