پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

کچل کچل مگفته

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی مهدی دیناری 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

کچل کچل مگفته "" سر پچ پچک مگفته

کچل، کچل، می‌گفتیم؛ سرِ وصله‌وصله، می‌گفتیم

کچل کچل اسپارشوً "" سر پچ پچک نثار شوً

کچل، کچل، نفرینشان؛ سرِ وصله‌وصله، نثارشان

کچل خودی مودی نهه "" دوکارچ دگه سودی نهه

کچل خودش مویی ندارد؛ «دوکارچ» هم دیگر سودی ندارد

کچل کچل کار شو نهه "" تو هر دکون جا شو نهه

کچل، کچل، کاری ندارد؛ در هیچ دکانی جایی ندارد

کچل کچل مگفته "" سر پچ پچک مگفته

کچل، کچل، می‌گفتیم؛ سرِ وصله‌وصله، می‌گفتیم

صبح و سحر اسیر شبو "" بی مدرسه فخیر شبو

صبح و سحر اسیر می‌شد؛ برای مدرسه بیچاره می‌شد

کچل که عشق دار کلکً "" وا هو بیو هم بٍلًکً

کچل که عاشقِ «کلک» است؛ با آبِ «بیو» هم «بلک»

تو مدرسه گازی نهه "" کچل ازی رازی نهه

در مدرسه بازی نیست؛ کچل از این راضی نیست

کچل کچل مگفته "" سر پچ پچک مگفته

کچل، کچل، می‌گفتیم؛ سرِ وصله‌وصله، می‌گفتیم

ظهر صلات چاشتی شزً "" به کهر خو سری شزً

ظهرِ صلات ناهاری می‌خورد؛ سری به بزغاله‌اش می‌زد

به در خونه شنگی شر "" وا در خونه سنگی شزً

به درِ خانه «شنگی» می‌زد؛ به درِ خانه سنگی می‌زد

مم محمدک نرو شدا "" دنبال کچل وا دوو شدا

مادرِ محمدک فحش می‌داد؛ دنبالِ کچل می‌دوید

کوچک سگک ای نر خرک "" چه کارت هه وا محمدک وصالتً

«ای توله‌سگ، ای کره‌خر؛ با محمدک چه کار داری؟»

کچل کچل مگفته "" سر پچ پچک مگفته

کچل، کچل، می‌گفتیم؛ سرِ وصله‌وصله، می‌گفتیم

پسین که هوزا ون شبو "" گرما و ظلمون گار شبو

عصر که آبِ دریا بالا می‌آمد؛ گرما و تاریکی باد می‌شد

کچل خودی گازی شکه "" به چرخ خو آسی شکه

کچل خودش بازی می‌کرد؛ چرخش را «آسی» می‌کرد

به محمدک رازی شکه " وا رسته ای گاری شکه

محمدک را راضی می‌کرد؛ در کوچه گاری‌سواری می‌کرد

لو دیریا کلا شکه "" موشکی خو هوا شکه

لبِ دریا «کلا» می‌کرد؛ موشکش را هوا می‌کرد

کاسئی وا مائی شگه "" رینگی به سینگو بن شکه

با کاسه‌ای ماهی می‌گرفت؛ حلقه‌ای به پای خرچنگ می‌بست

کچل مگه سًلٍنگ بگه "" بی دندون و کرٍنک بگه .

کچل، سلنگ (خرمای خشک) نگیر؛ برای بی‌دندان «کرنک» بگیر.

شاعر
مهدی دیناری
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد مهدی دیناری است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.