پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

دوستک و زیبا (کجان بابا بسی تن خیزرونی)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی ناشناس 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

کُجان بابا بِسی تن خیزرونی

کجاست بابا بسی، آن خیزران‌تن؟

کجان نَصرُک بگیتن بیت جُونی

کجاست نصرک تا بیتی قشنگ بگوید؟

کجان دوستک بزنت از نو ز مَهری

کجاست دوستک تا از نو، از مهر، [ساز] بزند؟

بیان زیبا وا چاک ُ و تخته ونی

زیبا بیاید با «چاک» و تخته‌هایش

بزن که بُرکه لیون چَلیدن

بزن، که برکه‌ها لبالب شده‌اند

با اون چوبی که کَندری ندیدن

با آن چوبی که هرگز کندر ندیده

بگه اَز جهله و چاه ون نای بَن

از جهله (کوزه) و طنابِ چاه‌ها بگو

با اون دختی که اون روزی ندیدن

با آن دختری که آن روز دیده بودند

شاعر
ناشناس
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

سراینده در صفحه ذکر نشده؛ دربارهٔ نوازندگان قدیمی دوستک و زیبا شیربون؛ همین متن در post-261 «زیبا شیربون» هم آمده؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.