گز پرو
سرودهی بیقرار کوخردی (عبدالخالق فرخزاد) 📍 کوخردی (کوخرد، بستک)
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
یادگاریش از زمانهای کهن
یادگاری از زمانهای کهن
ای گِزِ پرو بگو با مو سخن
ای گزِ پَرو، با من سخن بگو
استوارش سربلند و ماندگار
استوار و سربلند و ماندگار
تا که دنیا هِن تو هم بِش پایدار
تا دنیا هست تو هم پایدار باش
تو بگو با مو ، خوت اَدور اُندِسِش
تو به من بگو: خودت از دور آمدی
تو زَمونِ کوچکی خوت تَیاد؟
زمانِ کوچکیات یادت هست؟
آن هوای گرم و بادِ تَشباد؟
آن هوای گرم و بادِ آتشین؟
از جَوونی خو و آن روزگار
از جوانیات و آن روزگار
از نهیبِ وزشِ بادِ شَمال
از نهیبِ وزشِ بادِ شمال
یک کمی هم در اِبارَهٔ بِنال
کمی هم دربارهٔ آن بنال
چند نمونه مُرْوْ، لِه تینالُت بگو
چند نمونه از پرندگانِ روی شاخههایت را بگو
از کِیَتْ تا دِلَکو و بُلبلو
از «کیت» تا «دلکو» و بلبلها
راست بگو از دلِ بی کینهٔ خو
راست بگو، از دلِ بیکینهات
وقتِ بِچْ شونْ پَلخار بی خوشحال بُدِش؟
وقتی جوجههایشان پرواز کردند خوشحال بودی؟
از غم و غصه شْ بگو آزاد بُدِش؟
بگو از غم و غصه آزاد بودی؟
وقتِ که آن مَرد شاخَت اُشْ بلی
وقتی آن مرد شاخههایت را برید
تو ز ظلمش بگو فریاد اُتْ کشی؟
بگو از ظلمش فریاد کشیدی؟
نا خودآگاه حرفِ بَد اُند بر لبت؟
ناخودآگاه حرفِ بدی بر لبت آمد؟
پُر زِ فحش و ناسزا هم بی کَپُت؟
دهانت پر از فحش و ناسزا شد؟
طاقت هوای گرم و بادِ سرد
طاقتِ هوای گرم و بادِ سرد
پس تحمل اُتکردِه اَرّه و داس
پس اره و داس را تحمل کردهای
هر چه تیغ و داس و تیشه از تو دور
هر چه تیغ و داس و تیشه از تو دور باد
قبر آن که تو اُشْ شُنوس بیت پرِ نور
قبرِ آن کس که تو را کاشت پر از نور باد
- شاعر
- بیقرار کوخردی (عبدالخالق فرخزاد)
- منبع
- آوای سیبه ↗
- گویش
- کوخردی (کوخرد، بستک)
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد بیقرار کوخردی (عبدالخالق فرخزاد) است.
یادداشتها
به نقل وبلاگ از کتاب «کوخرد سرزمین شاعران» (محمد محمدیان کوخردی، دبی ۲۰۰۵). شعر به زبان محلی کوخردی خطاب به درخت گز کهنسال «گز پرو». دو بیت نخست در /post/456 هم آمده. بدون ترجمه؛
نخستین نفری باشید که مینویسد