پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

یاد اون قدیم بخیر

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی ناشناس 📍 تارمی (حاجی‌آباد)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

یاد اون قدیم بخیر

یادِ آن قدیم به خیر

که شوون زن ومردبا هم دگه بوزی رو ماکه

که شب‌ها زن و مرد با هم «بوزی» بازی می‌کردیم

دنبال کتک یا چهاردونه خمل

دنبالِ «کتک» یا چهار دانه «خمل»

پا به پای هم دگه تا اصنافون دو ماکه

پابه‌پای هم تا «اصنافون» می‌دویدیم

توی دام دامپو شنو

در «دام‌دامپو» و «شنو»

تو جوغ حسین آبا بوزی سنگ سیاه زیر او ماکه

در جوی حسین‌آباد بازیِ «سنگِ سیاه زیرِ آب» می‌کردیم

ازهله گرگ چنبری

از زوزهٔ گرگِ «چنبری»

باهمدگه زنجیری ماساخت با دسونمون وازترس گرگ بی حیا

با هم با دست‌هایمان زنجیری می‌ساختیم، و از ترسِ گرگِ بی‌حیا

ازخونمون نگهبونی هر شو ماکه

هر شب از خانه‌مان نگهبانی می‌دادیم

شاعر
ناشناس
گویش
تارمی (حاجی‌آباد)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

سراینده در صفحه ذکر نشده؛ نمونه شعر گویش تارم در معرفی گویش؛ برگرفته از taromzamin.persianblog.ir؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.