دت گوده ای
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بستکی
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
اولین دُت ، اولین زن ، اولین یارُم تو بُسِّش
نخستین دختر، نخستین زن، نخستین یارم تو بودی
اولین گلبوته ی غم ، اولین خارُم تو بُسِّش
نخستین بوتهٔ گلِ غم، نخستین خارم تو بودی
هستی و بود و نبودُم ، از زِرِ دست تو واکَت
هستی و بود و نبودم زیرِ دستِ تو افتاد
راحتِ جونُم تو هسِّش ، دینُ ایمونُم تو هِسِّش
راحتِ جانم تو هستی، دین و ایمانم تو هستی
لیلی نامهربون روح مجنونُم تو هِسِّش
لیلیِ نامهربان، روحِ مجنونم تو هستی
مو همیشَه مبتلاتِم ، مو همیشَه جون فَداتِم
من همیشه مبتلای توام، من همیشه جانفدای توام
تو مُگــَه بَر مو غریبَه ، مو همیشَه آشناتِم
مگر تو با من غریبهای؟ من همیشه آشنای توام
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بستکی
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
«(گویش بستکی) | شاعر: ابراهیم منصفی»؛
نخستین نفری باشید که مینویسد