پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

یارجانی

سروده‌ی محمد افراز کوخردی 📍 کوخردی (کوخرد، بستک)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

قدت باریک وچشمانت غزالی

قدت باریک است و چشمانت غزالی

که صورت قرص ماه رنگ اناری

و صورتت قرصِ ماه، به رنگِ اناری

دماغت چون قلم ابروت کمانن

دماغت چون قلم، ابرویت کمان است

لبان تو معطر گل بهاری

لبانِ تو معطر، چون گلِ بهاری

کجا آن روز که مونگ که آشنایی

کجاست آن روزی که با هم آشنا شدیم؟

فراموش ناکنم ای یار جانی

فراموش نمی‌کنم، ای یارِ جانی

موبست پیمان که بم باهم وفادار

پیمان بستیم که با هم وفادار باشیم

موچون مجنون و تو لیلی ثانی

ما چون مجنون، و تو لیلیِ ثانی

اگشتش ته بهار زیر ولایت

در بهار زیرِ آسمانِ ولایت می‌گشتی

زدست مو تکه خیلی شکایت

از دستِ من خیلی شکایت می‌کردی

بکن طاقت ببش صبار و مسرور

طاقت بیاور، صبور و مسرور باش

مریز اشکت چون ابر بهاری

اشکت را مثلِ ابرِ بهاری نریز

شاعر
محمد افراز کوخردی
گویش
کوخردی (کوخرد، بستک)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد محمد افراز کوخردی است.

یادداشت‌ها

آمیخته فارسی و کوخردی. بدون ترجمه؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.