یار ِعزیز
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
یار عَزیز قامَت بُلَندُم
یارِ عزیزِ قدبلندم
تنهایی و غم اِتکِه نَصیبُم
تنهایی و غم را نصیبم کردی
کس نی بُپُرسِه وازِت چه بودِن
کسی نیست بپرسد تو را چه شده
یارُن کُجایَن ، دُشمَن حَسودِن
یاران کجایند؟ دشمنان حسودند
اَز شَرِّ جِنْتَک ، اَز تِرس شِیطُن
از شرِ جن، از ترسِ شیطان
اِسفَند و گِشتِه ی بی بی نَدودِن
اسفند و «گشته»ی بیبی دود میکند
یار عزیز قامَت بُلَندُم
یارِ عزیزِ قدبلندم
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2006-01-25؛
نخستین نفری باشید که مینویسد