پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

خونسرخ (ترانه تازه درباره روستای خنسرخ)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از فاطمه رضایی 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

ارم خونسرخ که خُنسرخ خیلی جُنِن(10) چراغ پالاشگاهی شوو(11) بونن(12)

می‌روم خنسرخ، که خنسرخ خیلی زیباست؛ چراغِ پالایشگاه شب‌ها روشن است

تموم کشتی ئو رو دیریا کفتن همه منتظر بشکه ی نفتن

همهٔ کشتی‌ها روی دریا لنگر انداخته‌اند، همه منتظرِ بشکهٔ نفت‌اند

شوزه(13) بار و شوکه(14) حرکت به خارج به رو دیریای خلیج فارس ارفتن(15)

بار زدند و به سوی خارج حرکت کردند؛ رو به دریای خلیج فارس می‌روند

شاعر
فاطمه رضایی
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد فاطمه رضایی است.

یادداشت‌ها

ترانه تازه فاطمه رضایی درباره رونق خنسرخ و پالایشگاه؛ بخشی حذف شده (...). پاورقی معنی واژه‌ها: جُنِن=زیباست، شُووُ=شب‌ها، بونِن=روشن است، شوزه=زدند، شوکه=کردند، اَرفتن=می‌رود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.