پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

سرنوشت

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

تَبار مِه اَ ماتَمِن

تبارِ من از ماتم است

نُطفِه ی اوّلُم غَمِن

نطفهٔ اولم غم است

هیچّی وا دَستِ کسی نی

هیچ چیز در دستِ کسی نیست

ای سرنوشتِ آدَمِن

این سرنوشتِ آدم است

هَر چه غَمِن تو زندِگی

هر چه غم در زندگی هست

بِی دِل تنگِ مِه شُدا

به دلِ تنگِ من دادند

زخم قدیم جِگُرم

زخمِ کهنهٔ جگرم

نه مَرهَم ایشَه نه دوا

نه مرهمی دارد، نه دوایی

حِسّ مِه از وجود ِتو

حسِ من از وجودِ تو

یَه عالم مُقدَّسِن

عالمی مقدس است

توی تمُم ِزندِگیم

در تمامِ زندگی‌ام

بودِنِ تو بِی مِه بَسِن

بودنِ تو برایم بس است

اِی کِه هَمِی وُجودُم اِی

ای که همهٔ وجودمی

رِشتِه ی تار و پودُم اِی

رشتهٔ تار و پودمی

بین تَمُم ِشِعرُنُم

میانِ همهٔ شعرهایم

تازَه ترین سرودُم اِی

تازه‌ترین سرودمی

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2002-09-27؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.