یار اوی بو که یه در ای جهان یار کسو
سرودهی اکبر روشنی 📍 بشاگردی
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
یار اوی بو که یه در ای جهان یار کسو
یارِ کسی باش که در این جهان یارِ کسی است
کار پیم کن کسو که درست اکی کار کسو
کار را به کسی بسپار که کارِ کسی را درست میکند
راز کس فاش نکن تا که نبی راز تو فاش
رازِ کسی را فاش نکن تا رازِ تو فاش نشود
خواری کس موطلب تا که نبه خوار کسو
خواریِ کسی را نخواه تا خوارِ کسی نشوی
مطمئن بو که به رسوایی دنیا ارست
مطمئن باش که به رسواییِ دنیا میرسد
هر که بی در پی رسوایی دلدار کسو
هر که در پیِ رسواییِ دلدارِ کسی باشد
تا قیامت رنگ خوشبختی نبینت اون کسو
تا قیامت رنگِ خوشبختی را نمیبیند آن کس
بندگی اغه اکن بندگی خالق کن
اگر بندگی میکنی، بندگیِ خالق را بکن
پند اکبر تو بیاد ور تا فراموش نکن
پندِ اکبر را به یاد بیاور و فراموش نکن
یار اوی بو که یه در ای جهان یار کسو
یارِ کسی باش که در این جهان یارِ کسی است
- شاعر
- اکبر روشنی
- منبع
- نسیم بشاگرد ↗
- گویش
- بشاگردی
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد اکبر روشنی است.
یادداشتها
امضا: «سروده اکبر روشنی بهمن 78» — صاحب وبلاگ (نویسندهٔ دستور زبان بشاگردی همین وبلاگ). غزل پندآموز با واژهها و فعلهای بشاگردی (یاپ، کسو، اکی...)؛ ۹ بیت. ترجمه ندارد؛
نخستین نفری باشید که مینویسد