پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

دُت گودَه ای

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی ابراهیم منصفی 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

اولین دُت ، اولین زن ، اولین یارُم تو بُسِّش

اولین دختر، اولین زن، اولین یارم تو بودی

اولین گلبوته ی غم ، اولین خارُم تو بُسِّش

اولین گل‌بوتهٔ غم، اولین خارم تو بودی

از مِه لحظِه ی که نگاهُم ، اَ چَشِ مست تو واکَت

از همان لحظه که نگاهم به چشمِ مستِ تو افتاد

هستی و بود و نبودُم ، از زِرِ دست تو واکَت

هستی و بود و نبودم به زیرِ دستِ تو افتاد

راحتِ جونُم تو هسِّش ، دینُ ایمونُم تو هِسِّش

آرامِ جانم تویی، دین و ایمانم تویی

لیلی نامهربون روح مجنونُم تو هِسِّش

لیلیِ نامهربانِ روحِ مجنونم تویی

بهترین کار مو هِش تو ، آخرین یار مو هِش تو

بهترین کارِ من تویی، آخرین یارِ من تویی

اولین مهتاب روشن ، تِه شُو تار مو هِش تو

اولین مهتابِ روشن در تهِ شبِ تارِ من تویی

مو همیشَه مبتلاتِم ، مو همیشَه جون فَداتِم

من همیشه مبتلای توام، من همیشه جان‌فدای توام

تو مُگــَه بَر مو غریبَه ، مو همیشَه آشناتِم

تو مگر با من غریبه‌ای؟ من همیشه آشنای توام

مو خَزون اَندر خَزونِم ، تو بهار اندر بهارِش

من خزان اندر خزانم، تو بهار اندر بهاری

مو چُنِ خار بیابون ، تو گل سرخ انارِش

من چو خارِ بیابانم، تو گلِ سرخِ اناری

شاعر
ابراهیم منصفی
منبع
مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.