پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

یادتن ماره دبستان

سروده‌ی رضا عباسپور 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

یادتن دبستان ماره

یادت هست به دبستان می‌رفتیم؟

یادتن دینی و قران ؟

یادت هست درسِ دینی و قرآن؟

یادتن تو اقتداری

یادت هست در «اقتداری»

اقای شاهی ،فخاری؟

آقای شاهی، فخاری؟

یادتن زنگون تفریح

یادت هست زنگ‌های تفریح؟

یادتن مابوده تنبیه؟

یادت هست تنبیه می‌شدیم؟

یادتن خانم معمار

یادت هست خانم معمار

که شزه سرمو وا دیوار؟

که سرمان را به دیوار می‌کوبید؟

یادتن روزون نوروز

یادت هست روزهای نوروز

خوش اریم هر شو هرروز؟

هر شب و هر روز خوش بودیم؟

یادتن مکینه و کیچی

یادت هست «مکینه» و «کیچی»؟

یادتن مودمو شاچی؟

یادت هست موهایمان را کوتاه می‌کردند؟

اون زمون چه باشکوهه

آن زمان چه باشکوه بود

تو دلون کشتی نوحه

در دل‌ها کشتیِ نوح است

شاعر
رضا عباسپور
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد رضا عباسپور است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.