پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

حفله 1400

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

تو شَهر بَندِر قدیم ،یه مَردِ عاشق اَستَه

در شهرِ بندرِ قدیم مردی عاشق بود

کِه وا تمُمِ یارُنی ، عَهد وَفا شَبَستَه

که با همهٔ یارانش عهدِ وفا می‌بست

کُجا شُوُنِ روشنی کِه زیر نور مَهتاب

کجایند آن شب‌های روشن که زیرِ نورِ مهتاب

ما نِشتَه سَر تو بال هَم ، تا دَر آفتاب شَهُندَه

سر بر شانهٔ هم می‌نشستیم تا آفتاب درمی‌آمد

هیچ وَه توَقّع اُمنَهَه که بی وَفات بگینُم

هیچ‌وقت انتظار نداشتم بی‌وفایت ببینم

وا خاطِرُم اینارَسی ، از خو جُدات بگینُم

به خاطرم هم نمی‌رسید که تو را از خودم جدا ببینم

یادِ خاش گذشتَه اُن ، مِثِ یَه خُو ِشیرین

یادِ خوشِ گذشته مثلِ یک خوابِ شیرین است

اَگینی وا چشمِ دِلِت ، ولی حَقیقت اینین

با چشمِ دلت می‌بینی‌اش، ولی حقیقت نیست

بشتِه وا فِکر وِل مَرَه ، کِه هیچ وَه حاصل اینی

دیگر دنبالِ فکرهای بیهوده نرو، که هیچ‌وقت حاصلی ندارد

بشتِه اَزی غُصَّه مَخا، کِه طاقتی دِل اینی

دیگر بیشتر از این غصه نخور، که دل طاقت ندارد

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: قادر ابراهیمی؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.