دوت جان بستکی
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
رنگ چشمونت چو ماه چهارده بودن
رنگِ چشمانت مثل ماهِ شبِ چهارده است
رنگ زلفانت هو دریا بی حسودن
رنگِ زلفانت، آبِ دریا هم به آن حسود است
صد ترانه بی چشات بی کمن بخونم
صد ترانه برای چشمانت هم کم است که بخوانم
تو بخند و مه اخونم بی نگاهت
تو بخند و من برای نگاهت میخوانم
تو بخند و مه اخونم بی نگاهت
تو بخند و من برای نگاهت میخوانم
تو گل ناز انار خشومی تو
تو گلِ نازِ انارِ خوشِ منی، تو
ای که با ناز نگات حواسم ادبو
ای که با نازِ نگاهت حواسم را بردی
زندگیم وصله به زنجیره دلت بو
زندگیام به زنجیرِ دلت وصل شد
آرزومن که بشم کنارت هر روز
آرزویم این است که هر روز کنارت باشم
زندگیم وصله به زنجیره دلت بو
زندگیام به زنجیرِ دلت وصل شد
آرزومن که بشم کنارت هر روز
آرزویم این است که هر روز کنارت باشم
تو بخند و مه اخونم بی نگاهت
تو بخند و من برای نگاهت میخوانم
تو بخند و مه اخونم بی نگاهت
تو بخند و من برای نگاهت میخوانم
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: رامین بستکی؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد