پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

غروب آفتابی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

غروب آفتابی نشتروم تک و تنها

غروبِ آفتاب، تک و تنها نشسته بودم

با یه مشت غم و غصه رو سنگی لوو دیریا

با یک مشت غم و غصه، روی سنگی لبِ دریا

بدو که بیقراروم بی تو طاقت نتاروم

بیا که بی‌قرارم، بی تو طاقت نمی‌آورم

بدو که زندگانی‌م بی تو سختن نگاهوم

بیا که زندگی‌ام بی تو سخت است، ای نگاهِ من

نگاهت غم انگیزن قلبم شادی شواتن

نگاهت غم‌انگیز است، قلبم شادی می‌خواهد

دو تا چشمون خستم به حالت اشک ارختن

دو چشمِ خسته‌ام به حالت اشک می‌ریزند

بدو که بیقراروم بی تو طاقت نتاروم

بیا که بی‌قرارم، بی تو طاقت نمی‌آورم

بدو که زندگانی‌م بی تو سختن نگاهوم

بیا که زندگی‌ام بی تو سخت است، ای نگاهِ من

غروب آفتابی نشتروم تک و تنها

غروبِ آفتاب، تک و تنها نشسته بودم

یه مشت غم و غصه رو سنگی لوو دیریا

با یک مشت غم و غصه، روی سنگی لبِ دریا

بدو که بیقراروم بی تو طاقت نتاروم

بیا که بی‌قرارم، بی تو طاقت نمی‌آورم

بدو که زندگانی‌م بی تو سختن نگاهوم

بیا که زندگی‌ام بی تو سخت است، ای نگاهِ من

حالا راه تو دورن دل مه سوت و کورن

حالا راهِ تو دور است، دلِ من سوت‌وکور است

کجایی نازنینم بی تو روزم سیاهن

کجایی نازنینم؟ بی تو روزم سیاه است

بدو که بیقراروم بی تو طاقت نتاروم

بیا که بی‌قرارم، بی تو طاقت نمی‌آورم

بدو که زندگانی‌م بی تو سختن نگاهوم

بیا که زندگی‌ام بی تو سخت است، ای نگاهِ من

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: محسن فیروزیان؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.