قصه بندر (۱)
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی خالو مجید 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
قصــــــه دیـریا و ماهـــش
قصهٔ دریا و ماهیاش
دشمنــــون رو سیـاهش
که دشمنانش روسیاه
یرو یه شهری موهستــه
روزی شهری داشتیم
خونه اوش کاگِلی هسته
خانههایش کاهگلی بود
سقفش از سوند وچنـــدل
سقفش از سوند (حصیرِ شاخهٔ نخل) و چندل
نـــــوم الله روی ســــــــردَر
نامِ الله روی سردر
مردمش و خوب وصمیمی
مردمش خوب و صمیمی
یــــار و یـــــــاور قـدیــــمی
یار و یاورِ قدیمی
همیشه هـیـشـه و شادی
همیشه عروسی و شادی
غــــم و غصه هم شونادی
غم و غصه را هم نمیدیدند
مـِــــزه شون وا کندروکــَــه
مزهشان کندروک (آدامس) بود
دوره فـــالـَـه٭ و گـــَـــــــهوه
دورهٔ فاله و قهوه
دوره ســــوراغ و مــَــــــهوه
دورهٔ سوراغ و مهیاوه
فرشمـــــون تل و حـــصیره
فرشمان «تل» و حصیر بود
نون مون نــــــــون فتیــــره
نانمان نانِ فطیر
دوره صـــــــــالح و رامـــــی
دورهٔ صالح و رامی
دوره نیــش پــیـل و ماهی
دورهٔ «نیشپیل» و ماهی
گازی مون دارتوپ وهفسنگ
بازیمان «دارتوپ» و هفتسنگ
شادی و خـنده و کیـکـَـنــــگ
شادی و خنده و کِلزدن
همــــه چـــی فــــت و فراون
همهچیز فت و فراوان
سایـــه حـــق رو ســـــرمون
سایهٔ حق روی سرمان
خلاصـــــه شهری که شهره
خلاصه، شهری که شهره بود
تــــوی هر کـــــوچه و محله
در هر کوچه و محله
- شاعر
- خالو مجید
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد خالو مجید است.
نخستین نفری باشید که مینویسد