پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
صفت و حالت اسم 📍 گویش بندرعباسی📍 گویش هرمزی📍 گویش مینابی

کیکنگ

/kikang/
تأییدشده · ۵ منبع

معنی فارسی

  1. هلهله (ناره)۱
  2. کل زدن۲
  3. شاباش۲
  4. کل(کل زدن)۳
  5. هلهله زدن۴
  6. ناره۴
  7. صدای کل زدن و شادی زنان۵

مثال‌ها

  1. کیکنگ می‌کنه۴
  2. کیکنگ جشنی۴

توضیحات تکمیلی

هلهله زدن و ناره کشیدن.

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۵

  1. ۱ کلمات بندری از یاد رفته وبلاگ · اعتبار کم
  2. ۲ گپ و گویش بندرعباسی (هرمزگانی) وبلاگ · اعتبار متوسط
  3. ۳ لغتنامه میناب/ گپ و گویش مینابی وبلاگ · اعتبار متوسط
  4. ۴ فهرست واژه‌های sirgap2 (مجموعه‌ی مالک سایت، نسخه‌ی ۲) سایر · اعتبار متوسط
  5. ۵ نقش خواهر داماد در باسنک‌های آیین ازدواج هرمزگان (سهراب سعیدی، فریدون اکبری شلدره، حسین قاسم‌پور مقدم؛ دوماهنامهٔ فرهنگ و ادبیات عامه، س۶ ش۲۰، ۱۳۹۷) مقاله · اعتبار بالا

تأییدشده · ۵ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.