پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

از غم چه بگم

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی علی فقیهی 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

تا حرف اَزنی مه از سخن بیزارُم

تا تو حرف می‌زنی، من از سخن بیزارم

تا ساکتی تُو مه طالب گُفتارُم

تا تو ساکتی، من طالبِ گفتارم

از غم چه بگم که داخلی غَرکُم مه

از غم چه بگویم، که در آن غرقم من

از خُوم چه بگم که خارج از درکُم مه

از خودم چه بگویم، که بیرون از درکم من

بی مه تو بگه که مه که اَم نافهمُم

عمری مه به دنبال چه اَم نافهمُم

تو به من بگو که من کی‌ام؟ نمی‌فهمم

از دست خودم یِ عمرین حیرونُم

عمری است به دنبالِ چه‌ام؟ نمی‌فهمم

سرگشته تر از ادم سرگردونُم

یک عمر است از دستِ خودم حیرانم

شُو تا به سَحر همیشه مه نالونُم

سرگشته‌تر از آدمِ سرگردانم

خوم هم دگه خسته بودم از کارونُم

زندونی زندان زمون بودم مه

شب تا سحر همیشه من نالانم

از دست خدا هم نگرون بودم مه

خودم هم دیگر از کارهایم خسته شده‌ام

یارَب تو بدو دوای دردُم هاده

زندانیِ زندانِ زمان شده‌ام من

نادی تو دوا بدو تو مرگُم هاده

از دستِ خدا هم نگران شده‌ام من

شاعر
علی فقیهی
منبع
گپ و گویش بندرعباسی ↗، مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد علی فقیهی است.

یادداشت‌ها

سراینده در صفحه ذکر نشده؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.