الله بزن بارون (روایت روستاهای مجاور گاوبندی)
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
فولکلور هرمزگان 📍 گاوبندی (پارسیان)
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
دختر ها گرد هستن
دخترها همه جمعاند
بي شوهري نشستن
بیشوهر نشستهاند
دل به اميدت بستن
دل به امیدِ تو بستهاند
بارون بهار انده
بارانِ بهار آمده
داست ها تيز هاكنيم
داسها را تیز کنیم
بي بي چرا حيروني
بیبی، چرا حیرانی؟
وازواكو در گوني
درِ گونی را باز کن
فاطمه يه پسي باره
فاطمه صاحبِ پسری شود
بعدش يه دتي باره
بعدش صاحبِ دختری شود
الله بزن بارون
الله، باران ببار
جبار بزن بارون
جبار، باران ببار
يه خونه ي نو كردم
یک خانهٔ نو ساختم
انبار پر جو كردم
انبار را پُر از جو کردم
توي كيچه تش كردم
توی کوچه آتش روشن کردم
اي سيرمه ها چش كردم
از این سرمهها به چشم کشیدم
الله بزن بارون
الله، باران ببار
جبار بزن بارون
جبار، باران ببار
- پدیدآورنده
- فولکلور هرمزگان
- منبع
- افتو ↗
- گویش
- گاوبندی (پارسیان)
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
این اثر از ادبیات شفاهی و سینهبهسینهی مردم هرمزگان است. حقوق اثر نزد راویان و مردم هرمزگان است.
یادداشتها
به گفتهٔ نویسنده «در روستاهای مجاور ابیات دیگری نیز با لهجهای متفاوت خوانده میشود»؛ آرزوی باران، عروسی و پسرزایی. ترجمه ندارد؛ واژهنامهٔ پست در یادداشت. | پانوشت/واژهنامهٔ پست: كيچه:كوچه كل:گود برو(به ضم ب)با:باران بيايد مگير با:گيرم بيايد دما موكه:دامادش كرديم ري سينش طلا مو كه:روي سينه اش را با طلا تزيين كرديم از خونه جدا موكه:از خانه ي پدر جدايش كرديم انده:آمده دوار:ديوار وازواكو:باز كن پسي باره:صاحب پسري شود دت:دختر تش:آتش سيرمه:سرمه
نخستین نفری باشید که مینویسد