اُن روزُن
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
اُن روزُن
آن روزها
چه ایام خوشی هَستَرِن
چه ایامِ خوشی بودند
عشق آسُنتِر از آسُنَه
عشق آسانتر از آسان بود
آخ که هَمَه سرمستاَرِن
آخ که همه سرمست بودند
مِه و تو
من و تو
که بی همدِگَه هیچ اَریم
که بی هم هیچ بودیم
هیچ و خالی از امید
هیچ و خالی از امید
حالا
حالا
بِیچِه
چرا؟
یادُمِن
یادم هست
عشق چه گازی آسُنیَه
عشق چه بازیِ آسانی بود
ما ماگُفت آزادی ماوا
ما میگفتیم آزادی میخواهیم
آخ که چه فصل جُنیَه
آخ که چه فصلِ قشنگی بود
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ بیآوانگاری و بیترجمه؛ تاریخ انتشار در سایت: 2014-04-05؛
نخستین نفری باشید که مینویسد