پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

اُن روزُن

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

اُن روزُن

آن روزها

چه ایام خوشی هَستَرِن

چه ایامِ خوشی بودند

عشق آسُن‌تِر از آسُنَه

عشق آسان‌تر از آسان بود

آخ که هَمَه سرمست‌اَرِن

آخ که همه سرمست بودند

مِه و تو

من و تو

مث یَه جفت مرغ عشق اَریم

مثلِ یک جفت مرغِ عشق بودیم

که بی همدِگَه هیچ اَریم

که بی هم هیچ بودیم

هیچ و خالی از امید

هیچ و خالی از امید

حالا

حالا

دِگَه هیچ‌کَه مثِ پِشتِه عاشق نی

دیگر هیچ‌کس مثلِ پیش‌ترها عاشق نیست

بِی‌چِه

چرا؟

یَه دُفَه‌م دِگَه ناتا، ناتا دوش

یک بارِ دیگر هم دیگر نمی‌آید، دیروز نمی‌آید

یادُمِن

یادم هست

عشق چه گازی آسُنیَه

عشق چه بازیِ آسانی بود

ما ماگُفت آزادی ماوا

ما می‌گفتیم آزادی می‌خواهیم

آخ که چه فصل جُنیَه

آخ که چه فصلِ قشنگی بود

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ بی‌آوانگاری و بی‌ترجمه؛ تاریخ انتشار در سایت: 2014-04-05؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.