بارون تو نابن ۱
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی رضا عباسپور 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
وقتی که ماه اذر و بهمن شهند
وقتی که ماهِ آذر و بهمن میآمد
زیر بارون چه خوشه هفسنگ هوا
زیرِ باران چه خوش است هفتسنگبازی در هوا
زیر بارون خرما ارده شلگی
زیرِ باران، خرما و ارده و «شلگی»
او موکع که صندلی و مبل نهه
آن موقع که صندلی و مبل نبود
هیچ دری به روی کفل نهه
هیچ دری به رویش قفل نبود
دیوارمو کوتاهه ئو دزد نهسته
دیوارمان کوتاه بود و دزد نبود
بلبل از شادی شخوند مست مسته
بلبل از شادی مستِ مست میخواند
حالا دیوار بلندن دزد فراون
حالا دیوار بلند است و دزد فراوان
بلبل از غصه دق ایکه آوازی سر هن
بلبل از غصه دق کرد، آوازش سر آمد
- شاعر
- رضا عباسپور
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد رضا عباسپور است.
نخستین نفری باشید که مینویسد