پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

دوبیتی‌های زبون بندری (شعرخوانی صالح سنگبر)

سروده‌ی صالح سنگبر 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

زبون بندری ریشه ی جونن یه شاخه از همی فارسی زبونن

زبانِ بندری ریشهٔ جان است؛ شاخه‌ای از همین زبانِ فارسی است

یتا حرف از قدیم هستن شوگفتن چه حاجت به بیون او ن چه عیونن

از قدیم حرفی است که گفته‌اند: چه حاجت به بیانِ آنچه عیان است

چکک شروند بندر شیون ایشه شوو مهتاب که دیریا دیدن ایشه

شروهٔ بندر چقدر شیون دارد! شبِ مهتاب کنارِ دریا دیدن دارد

مه یاروم لوو تیو شروند اخونت گل اندومی که گل پیراهن ایشه

یارِ من کنارِ ساحل شروه می‌خواند؛ گل‌اندامی که پیراهنِ گلدار دارد

دلوم بی شهر بندر تنگ ابودن صفای بندری نیرنگ ابودن

دلم برای شهرِ بندر تنگ می‌شود؛ صفای بندری دارد نیرنگ می‌شود

زبون بندری از دست ارفتن حالا سینگو دگه خرچنگ ابودن

زبانِ بندری دارد از دست می‌رود؛ حالا دیگر «سینگو» دارد «خرچنگ» می‌شود

بزن لیوا که بندر زار ایگفتن کلی که پل موکرده بار ایگفتن

لیوا بزن که بندر زار گرفته؛ نهالی که کاشته بودیم بار گرفته

از بس که سامری رند و مکار مخ چوکو تمومی کار ایگفتن

از بس که سامری رند و مکار است، مغزِ بچه‌ها را یکسره گرفته

غروب شهر بندر غصه دارن درخت خشکن و بی برگ و بارن

غروبِ شهرِ بندر غصه‌دار است؛ درخت خشک است و بی‌برگ و بار است

بریم و بابای زاریُ بیاریم شوگفتن درد بندر درد زارن

برویم و بابای زار را بیاوریم؛ گفته‌اند دردِ بندر دردِ زار است

بزن لیوا که بندر ناله ایشه که زارش ناله صد ساله ایشه

لیوا بزن که بندر ناله دارد، که زارش نالهٔ صدساله دارد

نگفتن شهر بندر امخریدن سند سازن کاکا کباله ایشه

دارند می‌گویند: «شهرِ بندر را خریده‌ام»؛ سند جعلی است، برادر، قباله دارد!

خدا بالای سر و دیریا کنارن امید مه به تو دادا برارن

خدا بالای سر است و دریا کنار؛ امیدِ من به توست، خواهر و برادر

مره پره منین بی تو میونتا بدو کاری بکن که وخت کارن

نرو، دور نشو، بی تو در میانه ننشین؛ بیا کاری بکن که وقتِ کار است

شاعر
صالح سنگبر
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.

یادداشت‌ها

در گزارش مراسم رونمایی کتاب «جنگنامه کشم و جرون نامه»؛ صالح سنگبر این دوبیتی‌ها را خواند (احتمالاً سروده خودش). بخشی با ... حذف شده. موضوع: فراموشی زبان بندری، زار، لیوا؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.