پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

برکعی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی چوک شغو 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بالای مـُغ مـِه هستـَرم ... بُرکـَعی رد شَبودَه

بالای نخلِ خودم بودم... برقع‌پوشی رد می‌شد

نگاهُم سد شبودَه ... رد پایی حک شبودَه

نگاهم میخکوب می‌شد... ردِ پایی حک می‌شد

بالای اَمبا نِشتروم ... اَمبااُم اَ دَسُم کـَه

بالای درخت انبه نشسته بودم... انبه‌ام از دستم افتاد

چه شامسِ بدی مَه ... رو سر بُرکـَعی کـَه

چه شانسِ بدی داشتم... روی سرِ برقع‌پوش افتاد

بُرکـَعی بُرکـَعی کـَه ... آمار چشمونی مَه

برقعِ برقع‌پوش افتاد... چشمانش را دید زدم

شرم و آبرویی رَه ... چادری اَ سری کـَه

شرم و آبرویش رفت... چادرش از سرش افتاد

بُرکـَعی سنگـُم ایـزَه ... اَ بالا ول بودُم رَه

برقع‌پوش با سنگ مرا زد... از آن بالا ول شدم و افتادم

دست و پای مِه اِشکـَه ... ولُم ایکـِه و در رَه

دست و پایم شکست... ولم کرد و در رفت

بُرکـَعی عیادت نِتات ... حتی نادَت غرامت

برقع‌پوش به عیادتم نمی‌آید... حتی غرامت هم نمی‌دهد

به مه ول ایکـِرد و رَهتِن ... حتی پیشُم نیامد

مرا ول کرده و رفته... حتی پیشم نیامد

شاعر
چوک شغو
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد چوک شغو است.

یادداشت‌ها

امضا: «چوک شغو» (نویسنده وبلاگ)؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.