پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

بلبل

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

دِلُم شَوا بُلبُل بَشُم

دلم می‌خواهد بلبل شوم

یه بُلبُل بی همزَبُن

یک بلبلِ بی‌همزبان

وا جیرجیر و چلی ولی

با جیک‌جیک و چه‌چه

بیام رو بُم خُنَه تُن

بیایم روی بامِ خانه‌تان

بگم عزیزُم یادتِن

بگویم: عزیزم، یادت هست؟

یَه روزی پیشت اَسْتَرُم

یک روزی پیشت بودم

اَفسوس کِه قدرُم نَددُونِست

افسوس که قدرم را ندانستی

تیر اِتزَه تو بال و پَرُم

تیر به بال و پرم زدی

آدمُ قَدرُم نادُنِن

آدم‌ها قدرم را نمی‌دانند

آدمُ حرفُم ناخُنِن

آدم‌ها حرفم را نمی‌خوانند

آواز خوب و بی ریام

به آوازِ خوب و بی‌ریایم

وا یه دُفَه م گوش ناکُنِن

یک بار هم گوش نمی‌کنند

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: دهتل بهار 1355؛ تاریخ انتشار در سایت: 2007-12-26؛ با صدای خود منصفی در آلبوم «ترانه‌های رامی» (ماه‌ریز مهر، ۱۳۸۵)؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.