پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

بیخیالی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

ای دختو چادر سیاه یکم با ما راه بیا ایقدر جونی ادونی دختن حسودن بخدا ای

ای دخترِ چادرسیاه، یک کم با ما راه بیا؛ این‌قدر قشنگی، می‌دانی؟ دخترها حسودند به خدا؛ ای

دختو چادر سیاه یکم با ما راه بیا ایقدر جونی ادونی دختن حسودن بخدا

دخترِ چادرسیاه، یک کم با ما راه بیا؛ این‌قدر قشنگی، می‌دانی؟ دخترها حسودند به خدا

عشق مه دورت بگردم دور خوشگلیت بگردم دوره خوشگلیت

عشقِ من، دورت بگردم، دورِ خوشگلی‌ات بگردم، دورِ خوشگلی‌ات

بگردم ایقدر جونی ماه کم اتارت چشمونت بی مه

بگردم؛ این‌قدر قشنگی که ماه کم می‌آورد؛ چشمانت برای من

جذابن عشق مه مثل نگینی خیلی به دلم انینی تو مثل حوری عمونی

جذاب‌اند؛ عشقِ من، مثلِ نگینی، خیلی به دلم می‌نشینی؛ تو مثلِ حوریِ عمانی هستی

عاشقم کاشکه بدونی

عاشقم، کاش بدانی

ای دختو چادر سیاه یکم با ما راه بیا ایقدر جونی ادونی دختن حسودن بخدا

ای دخترِ چادرسیاه، یک کم با ما راه بیا؛ این‌قدر قشنگی، می‌دانی؟ دخترها حسودند به خدا

ای دختو چادر سیاه یکم با ما راه بیا ایقدر جونی ادونی دختن حسودن بخدا

ای دخترِ چادرسیاه، یک کم با ما راه بیا؛ این‌قدر قشنگی، می‌دانی؟ دخترها حسودند به خدا

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: محسن فیروزیان؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.