پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

دلِ دیوُنَه

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

اِی دِلِ دیوُنَه ، زاری بَس بُکُ

ای دلِ دیوانه، زاری بس کن

ای هَمه شُو زندَه داری بَس بُکُ

این همه شب‌زنده‌داری بس کن

پیری و عِشق دوبارَه باطِلِن

پیری و عشقِ دوباره باطل است

تو خَزُن، دیدار ِگل بی حاصلِن

در خزان، دیدارِ گل بی‌حاصل است

تا جَوُنی ، هَر یَه دُنیا مالتِن

تا جوانی، هر یک دنیا مالِ توست

وا یََه چش وا هَم زدِن چِل سالتِن

در یک چشم‌به‌هم‌زدن چهل‌ساله‌ای

اِی دِل دَرد آشِنا ، شادی چه بو

ای دلِ دردآشنا، شادی چه شد؟

روزُن ِشیرین آزادی چه بو

روزهای شیرینِ آزادی چه شد؟

کَفتُم اَز پا تو کویر خُشکِ یأس

در کویرِ خشکِ یأس از پا افتادم

باغ سُوز آب و آبادی چه بو

باغِ سبز، آب و آبادی چه شد؟

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بندرعباس 1375؛ تاریخ انتشار در سایت: 2001-05-22؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.