جانم فدای کوخرد
سرودهی عادل کوخردی 📍 کوخردی (کوخرد، بستک)
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
به به صفای کوخرد دل در هوای کوخرد
بهبه از صفای کوخرد، دل در هوای کوخرد
زادگاه خوب و پاکم جانم فدای کوخرد
زادگاهِ خوب و پاکم، جانم فدای کوخرد
گشت و گذار پسه رو باغ زرد و ترارو
گشتوگذار آن سوی رود، باغِ زرد و ترارو
یاد از هوه شرنو خشن صفای کوخرد
یادِ آبِ شرنو؛ خوش است صفای کوخرد
بله چه شوخوشنگن گلهای رنگارنگن
بله، چه شوخ و شنگاند گلهای رنگارنگ
صحراووش ای قشنگن بلبل صدای کوخرد
صحراهایش چه قشنگاند؛ بلبل صدای کوخرد است
کوخرد گل بهاروم همدم روزگاروم
کوخرد، گلِ بهارم، همدمِ روزگارم
حمام سیبه آثار حرفوش زیاد برگفتار
حمامِ سیبه و آثارش، حرف دربارهاش بسیار است
در دل خاکوش اسرار به به صفای کوخرد
در دلِ خاکش اسرار است؛ بهبه از صفای کوخرد
کوخرد پرنور و روشن باغ گلن و گلشن
کوخرد پرنور و روشن، باغِ گل و گلشن است
خارین ته چشم دشمن دل در نوای کوخرد
خاری است در چشمِ دشمن؛ دل در نوای کوخرد
کوخرد معشوق مو شیدا قلبم سرای کوخرد
کوخرد معشوقِ من است؛ دلِ شیدایم سرای کوخرد است
پرجوش دل کبابوم دلم ندای کوخرد
پرجوش است دلِ کبابم؛ دلم ندای کوخرد است
چه فایده از تو دورم پسه دریای سورم
چه فایده، از تو دورم، آن سوی دریای شور
از دوریوت رنجورم دردل صفای کوخرد
از دوریات رنجورم؛ در دل، صفای کوخرد
- شاعر
- عادل کوخردی
- منبع
- آوای سیبه ↗
- گویش
- کوخردی (کوخرد، بستک)
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد عادل کوخردی است.
یادداشتها
آمیخته فارسی و کوخردی. شعر «کوخرد باستان» همین صفحه فارسی است و جمعآوری نشد. بدون ترجمه؛
نخستین نفری باشید که مینویسد