حفله جدید
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
بگینی ای ناخدا ظالم فراش خو ایوادرن پا قایق
ببین این ناخدای ظالم بسترش را به قایق برده
به خو بی رحم نجات ایدا به منه ایکردن رو گشر لایر
بیرحم خودش را نجات داد و مرا روی صخرههای صدفدار انداخته
بگینی نا خدا ظالم فراش خو ایوادرن پا قایق
ببین این ناخدای ظالم بسترش را به قایق برده
به خو بی رحم نجات ایدا به منه ایکردن رو گشر لایر
بیرحم خودش را نجات داد و مرا روی صخرههای صدفدار انداخته
دل به رنج غم گرفتارن مثل شخصی که عیال وارن
دل گرفتارِ رنج و غم است، مثلِ کسی که عیالوار است
که از بی پولی کم بختی چه دوره سخت دشوارن
که از بیپولی و کمبختی، چه دورهٔ سخت و دشواری است
دل به رنج غم گرفتارن مثل شخصی که عیال وارن
دل گرفتارِ رنج و غم است، مثلِ کسی که عیالوار است
که از بی پولی کم بختی چه دوره سخت دشوارن
که از بیپولی و کمبختی، چه دورهٔ سخت و دشواری است
بگینی نا خدا ظالم فراش خو ایوادرن پا قایق
ببین این ناخدای ظالم بسترش را به قایق برده
به خو بی رحم نجات ایدا به منه ایکردن رو گشر لایر
بیرحم خودش را نجات داد و مرا روی صخرههای صدفدار انداخته
بگینی نا خدا ظالم فراش خو ایوادرن پا قایق
ببین این ناخدای ظالم بسترش را به قایق برده
به خو بی رحم نجات ایدا به منه ایکردن رو گشر لایر
بیرحم خودش را نجات داد و مرا روی صخرههای صدفدار انداخته
بگینی نا خدا ظالم فراش خو ایوادرن پا قایق
ببین این ناخدای ظالم بسترش را به قایق برده
به خو بی رحم نجات ایدا به منه ایکردن رو گشر لایر
بیرحم خودش را نجات داد و مرا روی صخرههای صدفدار انداخته
دل به عشق یار وودن پابند هوا طوفان جهاز کهنه
دل به عشقِ یار پابند شده؛ هوا طوفانی است و لنج کهنه
ناخدا ظالم وا بی رحمن که بار از رو سینه ام ناکن
ناخدا ظالم و بیرحم است که بار را از روی سینهام برنمیدارد
دل به عشق یار وودن پابند هوا طوفان جهاز کهنه
دل به عشقِ یار پابند شده؛ هوا طوفانی است و لنج کهنه
ناخدا ظالم وا بی رحمن که بار از رو سینه ام ناکن
ناخدا ظالم و بیرحم است که بار را از روی سینهام برنمیدارد
دل به رنج غم گرفتارن مثل شخصی که عیال وارن
دل گرفتارِ رنج و غم است، مثلِ کسی که عیالوار است
که از بی پولی کم بختی چه دوره سخت دشوارن
که از بیپولی و کمبختی، چه دورهٔ سخت و دشواری است
دل به رنج غم گرفتارن مثل شخصی که عیال وارن
دل گرفتارِ رنج و غم است، مثلِ کسی که عیالوار است
که از بی پولی کم بختی چه دوره سخت دشوارن
که از بیپولی و کمبختی، چه دورهٔ سخت و دشواری است
علی محجوبی حفله جدید
علی محجوبی – حفلهٔ جدید
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: زیبا و دلنشینعلی محجوبی؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد