پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

لو رودخونه مینو

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 میناب

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

لُوِ روخونه یِ مینـُو اَرُوتیم

کنار رودخانهٔ میناب می‌رفتیم

مِثِ ماهی نَتو گُوَلمُن اَخُوتیم

مثل ماهی توی گودال‌هایش می‌افتادیم

دِلُن مُ اِی خاشی پَرواز اَکردی

دل‌هایمان از خوشی پرواز می‌کرد

زَمونی که به یادِ یار اَکُوتیم

وقتی که به یاد یار می‌افتادیم

مِه اِی بی صَبری و اِی بیکَراری

من از بی‌صبری و از بی‌قراری

فِرستادُم بی مُم ما خواستِگاری

مادرم را به خواستگاری فرستادم

گُشُ نه کار ایهَه نه پول و خونَه

گفتند: نه کار دارد، نه پول و خانه

اَمُن اِی دستِ ناخاش روزگاری

امان از دستِ روزگارِ ناخوش!

خُداوندا که روز خاش نَگینی

خداوندا، روزِ خوش نبینی

سر یَک خونَه وا یَک شُو نَنینی

یک شب زیرِ یک سقف ننشینی

اِلاهی بشتِر اِی صَد سال بُمُنی

الهی بیش از صد سال بمانی

عوض نابی تو بَدجنسی هَمینی

عوض نمی‌شوی؛ تو همین بدجنسی

بَهاری بِشتِه نی فصل ِجَوونی

بهاری بهتر از فصلِ جوانی نیست

دَوُم اینی بَه مثل زندگونی

دوامش مثلِ زندگانی نیست

خاش و خاشبوتِر اِی نارَنج و طارَه

خوش و خوشبوتر از نارنج و «طاره»

مِثِ یارُم کِه جُون اَستَه زَمونی

مثلِ یارم که زمانی زیبا بود

مِه اِی دَستِ خودُم بیزار بودُم

من از دستِ خودم بیزار بودم

دِلُم آزُردَه بو بیمار بودُم

دلم آزرده بود، بیمار بودم

تَمومی بودِنُم خُو و خیالَه

همهٔ بودنم خواب و خیال بود

چه دیر اِی خُوتِه خو بیدار بودُم

چه دیر از این خواب بیدار شدم

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
میناب
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

زیرعنوان در صفحه: «روخونه ی مینو (گویش مینابی)»؛ ترانه‌سرا: ابراهیم منصفی (رامی، بندرعباس ۱۵/۱۲/۷۵)؛ خواننده و آهنگساز: محسن آزادبخش؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.