پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

لعنت به عشق

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

همون دستونی روزی

همان دست‌هایی که روزی

وو گرمی دستونم شگه

گرمیِ دست‌هایم را می‌گرفت

وا چشم خو امدی تو خیابون دست یکی دیگه

با چشم خودم دیدم توی خیابان در دستِ یکی دیگر است

شگه دنیا خراب بو رو سرم آتش ایگه باورم

انگار دنیا روی سرم خراب شد؛ باورم آتش گرفت

لعنت به ای عشق مه امرم اگه نبی بشی مال دیگری لعنت به ای عشق اگه عاشقی باید مراقب عشقت بشی

لعنت به این عشق؛ من می‌میرم اگر نباشی و مالِ دیگری شوی؛ لعنت به این عشق؛ اگر عاشقی باید مراقبِ عشقت باشی

مثل کوه پشتی اگه یک روز غیز ایگه منت عشقت بکشی

مثلِ کوه پشتش باشی؛ اگر یک روز قهر کرد، منتِ عشقت را بکشی

مه قبول امنین قسمت که به حال مه نوشتن خنده رو لو مه نتاتن وقتی که دلم برشتن

من قسمتی را که برایم نوشته‌اند قبول ندارم؛ خنده به لبم نمی‌آید وقتی دلم کباب شده

حق مه نهسته ایطو که بری بی خبر اگه چشموم خون ببارت دیگه اینین اثر

حقِ من این نبود که بی‌خبر بروی؛ اگر چشمم خون ببارد، دیگر اثری ندارد

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: محسن فیروزیان؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛ زبان آمیخته‌ی فارسی محاوره و بندری؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.