پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

حفله نوستالژی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

گولم مزن گولم مزن قصه بسن دارم مزن

فریبم نده، فریبم نده؛ قصه بس است، به دارم نزن

هرچه توا بیمه بگه از پشت تو خنجرم مزن

هر چه می‌خواهی به من بگو، از پشت خنجرم نزن

گولم مزن گولم مزن قصه بسن دارم مزن

فریبم نده، فریبم نده؛ قصه بس است، به دارم نزن

هرچه توا بیمه بگه از پشت تو خنجرم مزن

هر چه می‌خواهی به من بگو، از پشت خنجرم نزن

لالا لالا لالا

لالا لالا لالا

لالا لالا لالا

لالا لالا لالا

دگه بره بره جارم مزن از پشت سر صدام مزن

دیگر برو، برو، صدایم نزن؛ از پشتِ سر صدایم نزن

بره بلکه خوشبخت بشی زنجیر به دستو پام مزن

برو، شاید خوشبخت شوی؛ زنجیر به دست و پایم نزن

گول گولم مزن گولم مزن قصه بسن دارم مزن

فریب، فریبم نده، فریبم نده؛ قصه بس است، به دارم نزن

هرچه توا بی مه بگه از پشت وا خنجرم مزن

هر چه می‌خواهی به من بگو، از پشت با خنجر نزن

لالا لالا لالاهه…..

لالا لالا لالاهه…..

جون جونم توی عمرم توی امید اخرم توی هرچه بگم

جانِ جانم تویی، عمرم تویی، امیدِ آخرم تویی؛ هر چه بگویم

از تو کمن گله تو گلدونم توی گله تو گلدنم تویلا لالاهه

از تو کم است؛ گلِ توی گلدانم تویی، گلِ توی گلدانم تویی، لالا لالاهه

جون جونم توی عمرم توی امید اخرم توی هرچه بگم

جانِ جانم تویی، عمرم تویی، امیدِ آخرم تویی؛ هر چه بگویم

از تو کمن گله تو گلدونم توی گله تو گلدنم توی

از تو کم است؛ گلِ توی گلدانم تویی، گلِ توی گلدانم تویی

گول گولم مزن گولم مزن قصه بسن دارم مزن هرچه

فریب، فریبم نده، فریبم نده؛ قصه بس است، به دارم نزن؛ هر چه

توا بی مه بگه از پشت وا خنجرم مزن

می‌خواهی به من بگو، از پشت با خنجر نزن

لالاللاهه

لالاللاهه

لالا لالا هه ……

لالا لالا هه ……

گول گولم مزن گولم مزن قصه بسن دارم مزن

فریب، فریبم نده، فریبم نده؛ قصه بس است، به دارم نزن

هرچه توا بی مه بگه از پشت وا خنجرم مزن

هر چه می‌خواهی به من بگو، از پشت با خنجر نزن

هه ه هه

هه ه هه

گول گولم مزن گولم مزن قصه بسن دارم مزن

فریب، فریبم نده، فریبم نده؛ قصه بس است، به دارم نزن

هرچه توا بی مه بگه از پشت وا خنجرم مزن

هر چه می‌خواهی به من بگو، از پشت با خنجر نزن

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: پویا پاسلار؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.