عشق
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
این اثر هنوز ترجمهی انسانی ندارد؛ ستون فارسی، ترجمهی ماشینی واژهبهواژه از واژهنامه است. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفتوگوی پایین بنویسید.
دلیل زندگی عشق غم و دیوانگی عشق عحب دنیایی دارد با خود این عشق
دلیل زندگی عشق غم و دیوانگی عشق عقب دنیایی دارد با خود این عشق
کلامی مختصر را کند معنا همین عشق عجب دنیایی دارد با خود این عشق
کلامی مختصر را کند معنا همین عشق عجب دنیایی دارد با خود این عشق
عشق تو باعث شدی خار شوم هم از تو هم از مهر تو بیزار شوم,
عشق تو باعث شدی خار شوم هم از تو هم از مهر تو بیزار شوم,
از دلداری و دین خدا را قسم گرفتار شدم از دلداری و دین خدا را قسم گرفتار شدم
از دلداری و دین خدا را قسم گرفتار شدم از دلداری و دین خدا را قسم گرفتار شدم
تو خشنودی از اینکه مرا پر پر ببینی الهی مثل من عشق غم عشقت ببینی
تو خشنودی از اینکه مرا پر پر ببینی الهی مثل من عشق غم عشقت ببینی
شده هم خانه بالین به بالینت بشینی به امیدی که روزی توام دستم بگیری!!
شده هم خانه شمال جغرافیایی به بالینت شیرین به امیدی که روزی توام دستم بگیری!!
بسوزد خانه عشق الهی در بگیری در این اوج جوانی رساندی ام به پیری
بسوزد خانه عشق الهی در بگیری در این اوج جوانی رساندی ام به پیری
در این اوج جوانی رساندی ام به پیری عشق تو باعث شدی عذابت شد
در این اوج جوانی رساندی ام به پیری عشق تو باعث شدی عذابت شد
نصیبم عجب عشقی عجب درد اگر دل درد و دل داشت غمش دل پاره میکرد!
نصیبم عجب عشقی عجب درد اگر دل درد و دل داشت غمش دل پاره میکرد!
دلم نازک دو دستم ندارد هیچ توانی مرا آواره میکرد اگر میداشت زبانی,
دلم نازک دو دستم ندارد هیچ توانی مرا آواره میکرد اگر میداشت زبانی,
غم هجری کشیدم که تو هرگز ندانی غم هجری کشیدم که تو هرگز ندانی
غم هجری کشیدم که تو هرگز ندانی غم هجری کشیدم که تو هرگز ندانی
عشق تو باعث شدی
عشق تو باعث شدی
- شاعر
- ناشناس
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: مجتبی تابدار؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد