پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

حیف!

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی آرزو 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

کیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی

کیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی

.................................................

.................................................

مثه گنوغو بای بای شوکه و داخل حجله بودن...

مثل دیوانه‌ها بای‌بای کردند و رفتند توی حجله...

دود اسفند نحسشو کورم ایکه

دودِ اسفندِ نحسشان کورم کرد

بوی گند سمبوسه ی مونده شو حالم واهم ازدن

بوی گندِ سمبوسه‌های مانده‌شان حالم را به هم زد

عروس زشت چرکشک! امیدوارم بِمِری!

عروسِ زشتِ چرک‌وچیل! امیدوارم بمیری!

حلواتم خو موخه!

حلوایت را هم خودم می‌خورم!

حیف جومه ی به ای گرونی که تو تنت زار ازدن!

حیفِ لباسِ به این گرانی که توی تنت زار می‌زند!

اصلا تو کجا و مه کجا!!!!!!

اصلاً تو کجا و من کجا!!!!!!

................................................

................................................

مه بی چه جواب رد شمدا؟؟؟

چرا جوابِ ردم داد؟؟؟

شاعر
آرزو
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد آرزو است.

یادداشت‌ها

تک‌گویی طنز-تلخ کوتاه یک دختر در شب عروسی خواستگار سابق. (نام نویسنده در پروفایل پست: آرزو)؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.