پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
داستان بندری

خاله خریجه

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

نوشته‌ی پاپایا ایلزاده 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

خاله خریجه (خدیجه) بی دیدن دخت ش لندن اریت. تو فرودگاه هر چه مامور امیگریشن اپرسه بی چه انگلیس هوندی؟ خاله خریجه نادونت چه بگیت چون انگلیسی بلد نبودن.

خاله خریجه (خدیجه) برای دیدنِ دخترش به لندن می‌رود. در فرودگاه هر چه مأمورِ اداره مهاجرت می‌پرسد: «چرا آمده‌ای انگلیس؟»، خاله خریجه نمی‌داند چه بگوید، چون انگلیسی بلد نیست.

بالاخره مترجم اتارن و مترجم سوال اکنت بی چه انگلیس هوندی؟ خاله خریجه عصبانی ابوتن و اگیت به تو چه که مه بی چه انگلیس هوندم.

بالاخره مترجم می‌آورند و مترجم می‌پرسد: «چرا آمده‌ای انگلیس؟» خاله خریجه عصبانی می‌شود و می‌گوید: «به تو چه که من برای چه آمده‌ام انگلیس!»

نویسنده
پاپایا ایلزاده
منبع
مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی نویسنده در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پاپایا ایلزاده است.

یادداشت‌ها

پیام داستان: فرهنگ‌های مختلف راه‌های مختلفی برای حفاظت از امنیت دارند. سادگی و مردم‌خواهی بندری، نوعی نجابتِ ملی است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.