پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

خودکشی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از کیان صولتی

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

وقتی دلت پیش مه نن حالم مپرس از ای وو اون

وقتی دلت پیشِ من نیست، حالم را از این و آن نپرس

که ای مردم به تو بدجور دروغ اگن پشت سرم

که این مردم پشتِ سرم بدجور به تو دروغ می‌گویند

وقتی هوای شرجی هم بی رحمن دستم یخ اکن

وقتی هوای شرجی هم بی‌رحم است، دستم یخ می‌کند

تلخ و شیرین فصلنم به حال تو چه فرق اکن

فصل‌هایم تلخ و شیرین است؛ به حالِ تو چه فرقی می‌کند؟

مه حلق آویز غم یا از غم به فکر خودکشی

من حلق‌آویزِ غمم، یا از غم به فکرِ خودکشی

دریا بشی وو جذب اری به جام نتی غم بار کشی

دریا هم که بشوی و جذب کنی، به جای من نمی‌آیی بارِ غم بکشی

وقتی که زیر سایه ی حرف مردم سردرد گمم

وقتی زیرِ سایهٔ حرفِ مردم سردرگمم

کنج اتاق بی همنشین نهی غرق توهمم

کنجِ اتاقِ بی‌همنشین، غرقِ توهمم

یا وقتی یاد شیرینت قهوه ی عمرم تلخ اکن

یا وقتی یادِ شیرینت قهوهٔ عمرم را تلخ می‌کند

شاعر
کیان صولتی
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد کیان صولتی است.

یادداشت‌ها

خواننده: علی ناصری؛ ترانه‌سرا (طبق صفحه): کیان صولتی؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.