پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

خیال

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

وا خو مَگُ بهار اَتا ، غصَّه اُنُم کمتِر اَبوت

به خودم می‌گفتم بهار می‌آید و غصه‌هایم کمتر می‌شود

ای دل غم پرستِ مِه ، یَه ذرَّه بی غمتِر اَبوت

این دلِ غم‌پرستِ من یک ذره بی‌غم‌تر می‌شود

وا خو مَگُ بهار اَبوت ، یَه فصل بی نظیر اَتا

به خودم می‌گفتم بهار می‌شود، یک فصلِ بی‌نظیر می‌آید

مهر و محبّت و صفا ، تو هر نگاهی گیر اَتا

مهر و محبت و صفا در هر نگاهی پیدا می‌شود

اِشکُفتِنِ رازقی و ، مستی بلبل یَه طرف

شکفتنِ رازقی و مستیِ بلبل یک طرف

شعرُن حافظ از یَه را ، آواز سُمبل یَه طرف

شعرهای حافظ از یک سو، آوازِ سنبل یک طرف

صِدای شُوگیر گَکُن ، اَ تو گَزُن گِلکَنی

صدای شب‌گیرک‌ها از میان گزهای گلکنی

چطُو اَبوت از ای هَمَه ، یادُنِ خاش دِل بکَنی

چطور می‌شود از این همه یادِ خوش دل بکنی؟

صَبا و پَس صَبام اَگَه ، مِثِ دوش و پَریر بَشِت

اگر فردا و پس‌فردایم هم مثل دیروز و پریروز باشد

آدم تو اوج آرزو ، جَوُن نبودَه پیر بَشِت

آدم در اوجِ آرزو، جوان‌نشده پیر می‌شود

چه حاصل ایشَه زندِگی ، وَختی کِه فَرجُم اِتنَبو

زندگی چه حاصلی دارد، وقتی سرانجامی برایت نباشد

مِثِ مُروک اَز بین بِرِی ، نِشُنی و نُم اِتنَبو

مثل «مُروک» از بین بروی و نام و نشانی از تو نماند

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: ایلود 1371/11/05؛ تاریخ انتشار در سایت: 2003-05-26؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.