پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

خیلی موندن

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی مهسا پروین 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

خیلی موندن بهت اگم همیو بس

هنوز خیلی مانده که به تو بگویم: «همین بس است»

تا بدونی چه کسی اتدا ا دست

تا بدانی چه کسی را از دست دادی

خیلی موندن تا بفهمی چه کسی

هنوز خیلی مانده تا بفهمی چه کسی

مث مه از جان و دل بی تو شخواست

مثل من از جان و دل تو را می‌خواست

عاشقونه تو چشوت ذل شزدو

با نگاهش به تو شگو گپ راست

عاشقانه توی چشم‌هایت زل می‌زد

خیلی موندن تا بدو نی که عکس تو

با نگاهش به تو حرفِ راست می‌گفت

که گم اتکه سال پیش بار مه هه

هنوز خیلی مانده تا بدانی که عکسِ تو

دل شخواسته یه تا عکسوت ایبشه

که پارسال گمش کردی، پیشِ من است

خیلی موندن تا بدونی که چقدر

خالین جای دو دستم تو دستت

دلش می‌خواست یکی از عکس‌هایت را داشته باشد

خبر رفتنو بر نگشتنم

عکست را برداشتم؛ بدان که پیشِ من است

خیلی موندن تا به گوشت برست

هنوز خیلی مانده تا بدانی که چقدر

خیلی موندن بهت اگم مهیو بس

جای دو دستم در دستت خالی است

شاعر
مهسا پروین
منبع
گپ و گویش بندرعباسی ↗، مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد مهسا پروین است.

یادداشت‌ها

سراینده در صفحه ذکر نشده؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.